RSS
قرارمان همان ده تا بود...
همان ده تای بچگی...
و من تا صد برایت شمردم؛
نود تا بیشتر...
تو رفته بودی یا من دیر کرده بودم؟!؟!
من در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن سهم کسانی است
نمیرسند و رسیدن سهم کسانی است که نمی دوند.
دکتر سروش
سالی شاد و پر عشق داشته باشید.
حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه است.
پروانه من در تاری افتاده که عنکبوتش سیر است،
نه میتواند پرواز کند نه میتواند بمیرد.
دانته
نوشتن برای فراموش کردن است نه به یاد آوردن
نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما
می فهماند آب پاک و صاف است. پوپ
گل سرخ به خارپشت پیری که با بی اعتنایی از کنارش گذشت گفت:
چرا مرا نبوئیدی؟!!!
خارپشت پاسخ داد: ترسیدم سختی وجودم تو را بیازارد.
گل سرخ از حسرت احساس خارپشت پژمرد...
همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق پابه پایم نمی آمدی حتی وقتی
آهسته وپیوسته می رفتم، امروز فهمیدم ...
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود، ترا می آزرد!!!